وبلاگ میراکلس لیدی باگ

متن مرتبط با «پارت» در سایت وبلاگ میراکلس لیدی باگ نوشته شده است

میراکلس خانم خوشگل و آقای جنتلمن پارت 5

  • نیلوبلاگ

    u200bu200bu200bu200bu200bu200bu200bu200bu200bu200bشیروع داستان رفتم بالا به اتاق بابام رسیدم در رو با پا زدم رفت کنار (وجی :وا چه وحشی /من :ساکت تو خودت وحشی هستی )من : سلام بر پدر گوگولی خود خودم شطولی پدر خوفممممم بابام :یا خدااااااا دختر تو آخرش سکام میدی یه ساعته هم که نیومدی شرکتتتتتتت بعدم مگه نگفتم در رو اونطوری باز نکن عین یه خانم متشخص باز کن دبگهههههههههه از بس بهت گفتم آدم باش نشدی کهههههمن:ببخشید بابا یادم میمونه(چشماش رو گربه ای میکنه و رو شو برمیگردونه )بابا :با صدا...

    ادامه مطلب
  • میراکلس خانم خوشگل و آقای جنتلمن پارت 6

  • نیلوبلاگ

    شروع داستان: 3 2 1 شروعدر رو بستم عجیبه بابا صورتش رو شیطانی کرد ...

    ادامه مطلب
  • پرستار من پارت ۲

  • نیلوبلاگ

    من:پدرررر من هزار بار گفتم پرستار مرستار نمی خوام مگه روانیم برا من پرستار میارین پدر:دخترم به خاطر خودت میگم من:ای بابا نمی خوام دیگه بزارین به حال خودم بمیرم پدر یه خدا نکنه ای گفت و بغلم کرد پدر:دخترم بعد از رفتن سابین نه من حال و روز خوبی دارم نه تو وقتی می بینم تو اینقدر افسرده و ناراحتی از دنیا سیر میشم من:می دونم پدر ولی فقط همین یه بار فقط به خاطر شما تحمل می کنمپدر:ممنونم عزیزم بعدهم پیشونیم رو بوسید و کت ش رو برداشت ورفت کاتالی:خانم لطفا برای صبحانه تشریف بیارید اقا می خواستن صبحانه ش...

    ادامه مطلب