من اومدم
-
تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 11:40
سلام بر گلای تو خونه خوشگلی نمونه خوبید خب بچه ها راستش خیلی دیر پست گذاشتم اصلا تو این هفته نتونستم داستان بنویسم خوب بگذریم یه داستان نوشتم به اسم اولین و آخرین روز عشق ژانر: عاشقانه اکشن (بزن بزن زیاده)، غمگین، ماجراجویی مافیایی و پلیسی (خلاصه کنم همه چی داره) شخصیت های اصلی: مرینت دوپن چنگ، آدری...
میراکلس خانم خوشگل و آقای جنتلمن پارت 5
-
تاریخ: 1401/11/22 ساعت: 18:27
شیروع داستان رفتم بالا به اتاق بابام رسیدم در رو با پا زدم رفت کنار (وجی :وا چه وحشی /من :ساکت تو خودت وحشی هستی )من : سلام بر پدر گوگولی خود خودم شطولی پدر خوفممممم بابام :یا خدااااااا دختر تو آخرش سکام میدی یه ساعته هم که نیومدی شرکتتتتتتت بعدم مگه نگفتم در رو اونطوری باز نکن عین یه خانم متشخص باز...
میراکلس خانم خوشگل و آقای جنتلمن پارت 6
-
تاریخ: 1401/11/22 ساعت: 18:27
شروع داستان: 3 2 1 شروعدر رو بستم عجیبه بابا صورتش رو شیطانی کرد
پرستار من پارت ۲
-
تاریخ: 1401/11/22 ساعت: 18:27
من:پدرررر من هزار بار گفتم پرستار مرستار نمی خوام مگه روانیم برا من پرستار میارین پدر:دخترم به خاطر خودت میگم من:ای بابا نمی خوام دیگه بزارین به حال خودم بمیرم پدر یه خدا نکنه ای گفت و بغلم کرد پدر:دخترم بعد از رفتن سابین نه من حال و روز خوبی دارم نه تو وقتی می بینم تو اینقدر افسرده و ناراحتی از دنی...