من:پدرررر من هزار بار گفتم پرستار مرستار نمی خوام مگه روانیم برا من پرستار میارین
پدر:دخترم به خاطر خودت میگم
من:ای بابا نمی خوام دیگه بزارین به حال خودم بمیرم
پدر یه خدا نکنه ای گفت و بغلم کرد
پدر:دخترم بعد از رفتن سابین نه من حال و روز خوبی دارم نه تو وقتی می بینم تو اینقدر افسرده و ناراحتی از دنیا سیر میشم
من:می دونم پدر ولی فقط همین یه بار فقط به خاطر شما تحمل می کنم
پدر:ممنونم عزیزم بعدهم پیشونیم رو بوسید و کت ش رو برداشت ورفت
کاتالی:خانم لطفا برای صبحانه تشریف بیارید اقا می خواستن صبحانه شون رو با شما بخورن ولی با جنجالی که درست کردید نتونستن بخورن
من:چی پدر به خاطر من صبحونه ش رو نخورد
کاتالی:بله خانم
من:(خیلی ناراحت شدم از اینکه اینهمه مایه ی عذاب همه م اخه مامان چرا کاش من تو اون اتیش سوزی میمردم )کاتالی من میلی به صبحانه ندارم میز رو جمع کنید
کاتالی:ولی خانم
من:همین که گفتم بعدشم اروم به سمت اتاقم قدم برداشتم نگاهی به اتاقم انداختم یه اتاق بزرگ به دیوار های صورتی و کمد و میز سفید و یه اینه قدی با یه تخت صورتی و سفید که شاهد همه ی گریه ها و ناراحتی هام بود روی تختم دراز دراز کشیدم و صورتمو گذاشتم رو بالشت و به اینده فکر کردم به اینکه من دوباره همون مرینت میشم یا نه ،دوباره مثل قبل شاد میشم یا نه و با همین فکرا خوابم برد
داشتم چرت میزدم که یه هو در باز شد و به دیوار خورد جوری از جام پریدم که فک کنم اگه یه ذره قدم بلند بود سرم به دیوار می خورد به کسی که سرشو انداخته بود پایین و اومده بود تو اتاق نگاه کردم و
گفتم:هوی طویله نیستا اتاقه سرتو مثل گاو انداختی پایین اومدی تو رنگ دیوار رفت اونجوری کوبیدی به دیوار اگه دیوار رنگش بره می کشمت گفته باشم ......(مکث)وایسا ببینم تو دیگه کدوم خری هستی
پسره ی گاو:خب خانم انگار که وقت معرفی خودم رسید بنده ادرین اگرست هستم مشاوره جدیدتون نور چشمتون چراغ خونه تو....
من:وایسا ببینم کم زر بزن تو حتی نمی تونی چراغ دستشویی اتاقم هم باشی بعدشم کی گفته مثله گاو بیای تو کله موزی
کله موزی(عادت کنید لقب هاش همیشه درحال تغییره ):خب بابا چرا تو ذوق ادم میزنی فهمیدم اهمیت نمیدی بهم امااااا بهم نیاز داری تا ادمت کنم
من:تو .....تو.....تو می خوای بهم مشاوره بدی و من رو ادم کنی تو اگه می تونستی اول خودتو ادم می کردی وبلاگ میراکلس لیدی باگ ...
ما را در سایت وبلاگ میراکلس لیدی باگ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 153